دیانت جهانی بهائی
امر بـهائی جوانترین دین از ادیان مستقل جهان است و تجدید دین از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان معتقدند که حضرت بـهاءالله، بنیانگذار امر بـهائی (۱۸۱۷- ۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است.
محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بیمانند نیروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پیشین سبب جدائی و اختلاف میان اقوام و طبقات و ادیان و ملل عالم گشته است از میان بردارد و مهمترین کاری که امروز بشر باید به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است.
یکی از اهداف و مقاصد دین بـهائی بذل و همت و مساعدت در این مسیر است. از این روی امر بـهائی جامعهی جهانی مرکّبی بیش از 5 میلیون (طبق آمار سال 1985) از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعالیم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشیده است. آزمایشی که بهائیان در این راه گذرانده اند سبب تشویق کسانی است که از همین راه می پویند و نوع انسان را اعضاء یک خاندان و کره زمین را یک وطن می دانند.
اصول و تعالیم حضرت بهاءالله
حضرت بـهاءالله ما را به وحدانیت پروردگار تعلیم داده یعنی که خدا یکی است و اوست که پی در پی اراده خویش را در ظهور پیغمبران در هر زمان بر نوع انسان ظاهر ساخته است و پیغمبران نیروی اصلی در تمدن بشری در طول تاریخ بودهاند. پیامبران آسمانی واسطهء بین خدا و خلقاند و از یک منشاء برای تربیت و ترقی نوع بشر آمدهاند، مردمان جهان ادیان را بکلی جدا از یکدیگر می دانند ولی در نظر بهائیان مقصد جمیع فرستادگان یزدانی یکی است و آن رساندن بشر به بلوغ روحانی و معنوی او است. حال زمان ما زمانی است که انسان به مرحله بلوغ وارد گشته و وحدت خاندان بشری و بنای جامعهای جهانی و صلح عمومی امکان پذیر شده است. برای وصول به هدف وحدت عالم انسانی از جمله تعالیمی که امر بهائی ترویج می کند عبارت است از:
• ترک جمیع تعصّبات
• تساوی جمیع حقوق و امکانات برای زن و مرد
• تعدیل معیشت و از میان بردن افراط و تفریط در فقر و ثروت
• تعلیم و تربیت عمومی
• تحرّی حقیقت یعنی هر کس خود باید به جستجوی حقیقت پردازد و از تقلید دست بردارد.
• ایجاد جامعه متّحدالمنافع جهانی
• مطابقت دین با علم و عقل
راهی برای زندگی

حضرت بهاءاللّه به ما چنین تعلیم داده است که انسان همانند "معدنی است که در آن گوهرهای گرانبها نهفته است،" خود انسان از این گنج شایگان بیخبر است تا چه رسد به دیگران. مقصد از زندگی انسان آن است که استعدادهای نهفتهاش را پرورش دهد تا هم خود از آن برخوردار گردد و هم در خدمت عالم انسانی بکارش برد. حضرت بهاءاللّه فرموده است که زندگی در این جهان مانند زندگی جنینی کودک در رحم مادر است و اعضاء بدن انسان در عالم رحم رشد می کند اما هرچند آن اعضا در عالم جنین بکار نمی آید ولی رشد و نموش لازم است تا کودک پس از تولد در این عالم آنها را بکار برد و ناقص نباشد. بدین گونه، نیروهای اخلاقی و عقلی و روحانی، اعضاء و جوارح روح ما در این عالم است. روح پس از خروج از این عالم تا ابد در عوالم الهی باقی و در ترقّی است.
بنابراین روش زندگی بهائیان مستلزم رشد و نمو معنوی است. نماز و مناجات روزانه روح را از قیود این جهان محدود آزاد می سازد و درهای جدیدی را به روی ما می گشاید. همکاری در برنامههای مفید با مردمی که با یکدیگر از همه حیث تفاوت دارند تعصّبات دیرینه را نابود می سازد. الكل و مواد مخدر که عقل را زائل می سازد جز در موارد لازم برای دارو و درمان حرام است و نیز از غیبت و افترا که اعتماد بین مردمان را سست می کند و روح اتّحاد را که سبب ترقّی انسان است از میان می برد باید احتراز جست.
سیر تکامل

در نزد هر بهائی سیر تکاملی یکی از خواصّ اصلی هر نوع پدیدهای در جهان است و ظهورات الهی نیز تابع این اصل تکاملیاند حتّی در نظر بهائیان مراحلی که آئینشان پیموده و بتدریج در سراسر جهان تأسیس گردیده است خود بیانی از آن اصل سیر تکامل است.
همچنین طلوع امر بهائی خود مبین اصل دیگری است که از خواصّ مشترک که در همه ادیان پیشین است یعنی ظهور اراده الهی در مرحله اول پیدایش خویش همواره با اعتراض و مقاومت طبقات صاحب نفوذ جامعه در هر عصری مقابل بوده است و در نتیجه پیروان جدید غالباً به آزار و اذیت مردمان دچار بودهاند. در یکصد و پنجاه سال که از عمر دین بهائی گذشته پیروانش در مراحل متعدد دچار ظلم شده و ستمها کشیدهاند
در ۲۳ ماه می ۱۸۴۴ در ایران در شهر شیراز جوانی که ملقّب به باب بود اعلان کرد که پیغمبر الهی که همه جهان در انتظارش هستند ظاهر خواهد شد. لقب باب از این جهت است که اگر چه حضرت باب خود مظهر مستقلّ الهی بود اعلان فرمودند که مقصد اصلیش آنست که مردم را برای ظهور کلّی الهی بعد از خود آماده نمایند. حضرت باب پس از این اعلان بزودی دچار عذاب و ایذاء روحانیون مقتدر اسلامی گردید. دستگیر و مضروب شد و به زندان افتاد و بالاخره کمتر از شش سال بعد در ۹ جولای ۱۸۵۰ در میدان عمومی شهر تبریز شهید شد و ۲۰ هزار از پیروانش نیز طی کشتارهای متعدد در سراسر ایران به شهادت رسیدند و حال بنای باشكوهی با گنبد زرین در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا و محاط به گلزارهای زیبا بنام مقام اعلی ساخته شده است که جسد مطّهر حضرت باب را در آغوش گرفته است.
بنیانگذار آئین بهائی

حضرت بهاءالله در سال ۱۸۱۷ در خانـوادهای از نجـبا و اشـراف ایران تولد یافت خاندانش بسیار ثروتمند و نسب صحیحشان به پادشاهان ساسانی می رسید. حضرت بـهاءالله از داشتن مقامی در دربار آنزمان ممانعت ورزید و از همه ثروت و مزایایی که داشت چشم پوشید، در عوض مشهور به سخاوت و مهربانی شد و محبوب هموطنانش گشت و چون حضرت بهاءالله حمایت خویش را از آئین حضرت باب اعلان فرمودند طولی نکشید که تمام مناصب و امتیازاتش را از دست داد و در طوفانـی که پـس از شهادت حضـرت باب در ایران برخاست از همه ثروت و مال دنیـا محروم و خود نیز دچار شكنجه و آزار و گرفتـار زندان شد.
سپس چند بار ایشان را تبعید نمودند. اولین تبعیدشان به بغداد بود. در سال ۱۸۶۳ از همان شهر حضرت بـهاءالله خود را موعود بیان اعلان فرمودند. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و بالاخره به عکّا تبعید نمودند. عکّا در اراضی مقدسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان یک زندانی در سال ۱۸۶۸ وارد آن شهر گردند. از ادرنه و سپس از عکّا حضرت بـهاءالله نامههای متعددی خطاب به ملوك و سلاطین زمان خویش صادر فرمودند. این الواح در تاریخ ادیان بی نظیر و از اسناد بسیار مهم و پر عظمتی است که در آن حضرت بـهاءالله اعـلان فرمودند که تمدنی جهانی در شرف تکوین است و زمانش فرارسیده که اهل عالم بسرا پرده وحدت و یگانگی درآیند و به شاهان و امپراطورها و روسای جمهور در قرن نوزدهم نصیحت کردند که از اختـﻻفات خویش دست بردارند و تسلیحات خویش را به حداقل رسانند و در عوض کوشش و امکانات خویش را صرف ایجاد صلح عمومی نمایند.
درگذشت حضرت بـهاءالله در بـهجی در شمال عکّا واقع شد و مزارشان در همان جا استقرار یافت و تعالیمشان کم کم از مرز خاورمیانه بیرون رفت و در نقاط دیگر منتشر شد. روضه مبـارکه ی ایشان امروز قبله جامعه جهانی بـهائی می باشد.
حضرت عبدالبهاء

پسر ارشد حضرت بـهاءالله نام مبارکـش عباس بود که از زمان کودکی در مصائب و تبعیدهای پدر بزرگوارش شریک و سهیم بود. این فرزند ارجمند لقب عبدالبهاء را برای خود اختیار فرمود، پس از حضرت بـهاءالله طبق وصیت آن حضرت مبین منصوص آثار و تعالیم و قائد جامعه بـهائی شد و مثل اعلای دیانت بـهائی محسوب می شود.
هنگامی که حضرت عبدالـبهاء هنوز محبوس دولت عثمانی بود اولین گروه زائرین غربی در سال ۱۸۹۱ در شهر عکّا به زیارت ایشان نائل گشتند. حضرت عبدالبـهاء در سال ۱۹۰۸ از بند عثمانیان آزاد گردید. پس از آزادی از سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ به اروپا و امریکا مسافرت فرمودند و از آنجا پیام حضرت بـهاءالله را درباره اتّحاد و عدالت اجتماعی در مجامع، کلیساها، اتّحادیههای کارگری، دانشگاهها و مصاحبه با خبرنگاران و ملاقات با مقامات دولتی و بسیاری دیگر از جمعیتّهای عمومی به گوش همه رسانید.
حضرت عبدالبـهاء پس از آنکه امر بـهائی را بر پایهای مستحکم استوار فرمود و سبب انتشارش از شرق و غرب شد در سال ۱۹۲۱ از عالم رحلت نمود. مزارش در حجرهای در شمال مقام اعلی استقرار یافت که حال زیارتگاه بـهائیان است.
ترويج اتّحاد و يگانگى در عالم مستلزم آن است که پيروان امر بـهائى در بين خود متّحد و متّفق باشند. اتّحاد در جامعه بـهائى بواسطه آثار نازله از قلم ملهم حضرت بـهاءالله و حضرت عبدالبـهاء تضمين گشته است. در آن آثار مقصد از ظهور حضرت بـهاءالله و طرز اداره امور جامعه بينالمللى بـهائى معين شده و در تمام مدّت قرن پرماجراى اوّل بـهائى آثار مذکور جامعه بـهائى را از اينکه به شعبهها و فرقههاى مختلفى تجزيه گردد حفظ و حراست نمود و آن جامعه را امکان بخشيد که با مقتضيات تمدنى که بسرعت در حال تکوين بود خود را مطابقت دهد. دو مؤسّسه بزرگـى که مرجع و صاحب اختيار جامعهاند يکى مؤسّسه وﻻيت امرالله است و ديگرى بيت العدل اعظم .
حضرت ولی امرالله

حضرت عبدالبهاء در وصیتنامه ی خویش موسوم به الواح وصایا نوه ی ارشد خود، شوقی افندی ربانی را ولی امر و مبین تعالیم بهائی تعیین فرمودند. حضرت شوقی افندی در مقام ولی امر بهائی در سال ۱۹۵۷ عالم خاک را وداع گفتند. ایشان در طی سی و شش سال بسیاری از آثار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء را به انگلیسی ترجمه و تشریح نموده، تأسیس مؤسسات محلّی و ملّی بهائی را تشویق فرموده و انتشار افکار بهائی را در اقطار عالم تحت نقشههایی منظم و مستمر رهبری کردند.
حضرت ولی امر الله یادگار جاودانه خود را با ایجاد تزئینات باشكوهی جهت استقرار مرکز جهانی بهائی در ارض اقدس تأسیس فرمودند. بنای مقام عرش مطهر حضرت رب اعلی و ساختمان آرشیو بینالمللی بهائی، و همچنین طراحی و تنظیم و ترتیب باغهای زیبای قصر بهجی و دامنه کوه کرمل از خلاقیت بی نظیر آن حضرت است.
بیت العدل اعظم
بیت العدل اعظم که حضرت بـهاءالله آنرا بعنوان قوه تشریعیه امر بـهائی معین فرمودند در سال ۱۹۶۳ تشکیل شد. این هیأت مرکّب از نه نفر است که هر پنج سال یکبار از طرف جمیع اعضاء محافل ملّی بـهائیان جهان انتخاب می شود.
بیت العدل اعظم به اداره ی امور روحانی و اداری جامعه بینالمللی بـهائی می پردازد و نیز بعنوان امناء اماکن مقدسه و سایر املاک در اراضی مقدسه مأمور حفظ آنهاست. حضرت بـهاءالله به بیت العدل اعظم اختیار داده است که در مواردی که کتب و آثار مقدسه بـهائی ذکرشان را ننموده قوانینی تشریع نماید و این هیأت است که جامعه بـهائی را در جهانی که پیوسته در تغییر است رهبری و راهنمائی می کند.
مرکز جهانی بهائی
اوضاع و احوال تاریخی، امر بهائی را مانند ادیان یهود و مسیحیت و اسلام با ارض اقدس ارتباط داده است و جامعه بهائی کمال حرمت و محبت منازل و سایر اماکنی را که با تبعید حضرت بهاءاللّه و حضرت عبدالبهاء رابطه یافته بصورت اولیه نگهداری می کنند.
در هر سال هزاران نفر از بهائیان از سر تا سر عالم به حیفا و عکّا می آیند تا به زیارت اماکن متبرکه نائل گردند. در هر پنج سال یکبار نیز نمایندگان جامعههای ملّی از همه جا به حیفا می آیند تا اعضاء بیت العدل اعظم را که از نظر خود در کوه کرمل به اداره امور بینالمللی بهائی می پردازند انتخاب نمایند.
افرادی که برای خدمت به بیت العدل اعظم بهائیان داوطلب می شوند از بسیاری از کشورها برای خدمت به ناحیه حیفا و عکّا دعوت می شوند و در مدتهای مختلف خدمت می کنند.
مشرق الاذکارهای بهائی

عبادتگاهها یا مشرق الاذکارهای بهائی به روی همه مردم باز است. هرچند از نظر هندسی هر یک از بناها با یکدیگر مختلف هستند ولی از لحاظ معماری یک اصول کلی در آنها مراعات می شود- همه دارای ۹ طرف و یک تالار مرکزی گنبد مانند هستند، که همزمان از وحدت ذاتی نوع بشر و تنوع و گوناگونی آن حکایت می کند. برنامه های عبادتی ساده و متشکل از دعا و مناجات و تلاوت منتخباتی از آثار بهائی و کتب مقدسه ادیان مختلف جهان است. موسیقی تنها بوسیله گروه کر و بدون ساز اجرا می گردد. همانطور که حضرت بهاءالله مطرح نمودهاند، مشرق الاذکار یک مرکز و کانون روحانی برای موسسات وابسته مختلفی است که بمنظور خدمات علمی، بشردوستانه، آموزشی و اداری در اطراف آن بنا می شوند.
رفاه اجتماعی و اقتصادی

از ممتازترین خواص جامعه بهائی از لحاظ ترقّیات اجتماعی و اقتصادی جنبه نظام مشورتی آن است. حضرت بهاءاللّه طرحی را برای تصمیمگیری بر اساس همرأئی و توافق گروهی ابداع فرموده است و خطا نیست اگر بگوئیم هر فرد بهائی بنحوی از انحاء شاگرد مکتب مشورت است. ترقیات اجتماعی و اقتصادی در نظام بهائی اولبار در ایران آشکار شد که بهائیان آن کشور در اوائل قرن بیستم مدارس و درمانگاهها و سایر خدمات اجتماعی از جمله اولین مدرسه دخترانه را در کشور تأسیس کردند.
امروز برنامههای رفاهی مخصوصاً در آسیا و امریکای لاتین و افریقا بسیار متعدد است و شامل مدارس درمانگاهها، کلاسهای بهداشت، برنامههای کشاورزی، جنگل بانی، ترک اعتیاد الکلی و خوابگاههای کودکان است و رادیوهای بهائی با برنامههای خدمات اجتماعی خویش نهتنها از لحاظ عملی به برنامههای مذکور کمک می کنند بلکه فرهنگ بومیان را نیز حرمت و ترویج می نمایند. برنامههای رفاهی بهائی را محافل روحانی محلّی پیشنهاد می کنند و از این راه برنامههای مذکور بر اساس شرکت عامه مردم در هر محل طرح می شود و از این راه می توان سرّ موفّقیت این برنامهها را که بر پای خود ایستادهاند دریافت.
جامعه جهانی بهائی
طبق آمار سال 1985، جامعه بهائی عالم مرکب از تقریباً ۵ میلیون نفرند که در ۱۸۹ کشور مستقّل و ۴۶ ناحیه تابعه زیست می کنند و کثرت تنوعش شامل مردمی در سراسر کره زمین از نژادها و مذاهب و فرهنگهای مختلف از جمله ۲۱۰۰ عدد از قبائل و عشائر عالم است.
در امر بهائی روحانی حرفهای وجود ندارد زیرا بشر به مرحلهای از بلوغ وارد شده است که هر کس می تواند خود، در ظهورات الهی غور نماید و از راه دعا و مراقبه و مشورت با دیگران در شئون حیات تصمیم بگیرد. برای آنکه عامه مردم از ظهور حضرت بهاءاللّه منتفع شوند آثار بهائی به ۸۰۰ زبان مختلف ترجمه شده است.